close
تبلیغات در اینترنت
هزارآیه ی «شیرین» ...*آرزوحاجی خانی*
  • شعر

    شعر "(( جـگرم را بـدهیـد ... )) " از شاعر "محمد ابراهیم جاذب نیکو (جاذب )"

  • شعر

    شعر "گرفتار چه بودم من در این روزهای بی امید" از شاعر "فرزین مرزوقی"

  • شعر

    شعر "زیره ی شعرم ، به کرمان برده ام ........." از شاعر "کبری حقی"

  • عقربک ها

    عقربک ها

  • بوسه(جمال بیگ)

    بوسه(جمال بیگ)

  • رفاقت (محمد رضا نظری)

    رفاقت (محمد رضا نظری)

  • عشق سر آورده برون (زهرا حکیمی بافقی)

    عشق سر آورده برون (زهرا حکیمی بافقی)

  • دل زخم ها (حبیب اله بهرامی)

    دل زخم ها (حبیب اله بهرامی)

  • اظهارات جنجالی «ابراهیم فیاض» درباره حافظ و مولوی

    اظهارات جنجالی «ابراهیم فیاض» درباره حافظ و مولوی

  • شعر نگین سبز2/ابوالقاسم کریمی

    شعر نگین سبز2/ابوالقاسم کریمی

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت
هزارآیه ی «شیرین» ...*آرزوحاجی خانی*
  • تاریخ ارسال : شنبه 26 بهمن 1392
  • بازدید : 49 مشاهده

میان چای و بهانه سروده ام غزلی
ردیف شو به خیابانِ رفتنم برسی
خدارسیده به دریا… قدم بزن، شاید
دوباره باز به« شبهای روشن» م برسی

 

مرا به یاد بیاور میان حادثه هات
که هردقیقه تورامرده ام درون خودم
وبوسه های زنت را بکش ته سیگار
وپک بزن به لبانم ولی بدون خودم

 

درآخرین شب پاییزی ات به خواب برو
میان هفته ی تعطیلی ات «دوبوسه» بکش
هوس بکن که ببارم همیشه باران را
درازدحام نبودن درازدحام عطش

 

برای اینکه(تورادوست داشتم) …قطعا
برای اینکه(مرادوست داشتی) صرفا…
دراین پرانتزِماندن ، همیشه کزکردیم
به شکل مشکوکی در توهّم ِبودن

 

کنارمن بنشین هرشب از قریحه ی عشق
دراین میانه ی غربت که من تباه شدم
به جای بوسه ی تو این غزل سروده شده
درون دفتر حست چه اشتباه شدم

 

یواش بین لبانم سرودمت اما
به «آرزو» ی محالت دوباره بدکردی
میان دلهره های نبودنت هرشب
تماس بی رمقم راهمیشه رد کردی

 

نشد ترانه ی یخ کرده لای موهایم
به لهجه ی آغوشت به انتها برسد…
بزن سه تاردلم را به حال زار خزان
که رد خاطره هایم به ناکجابرسد

 

دوباره فصل خزان روی شعروارفته
دوباره پرت شدن توی بسترغزلت
که توی شعرِ تو پاییز ترشده شهرم
که خیس می شوم از کوچه های در بغلت

 

دوباره شعرشدن توی مغزمنجمدم
که فکرهای توراخورده است بی تابی ت
که ازدواج کنی با هوای بی کسی ات
که«دوستم دارد؟» شد سوال بی خوابی ت

 

دوباره باب شدن روی سرخی لبهام
دوباره دود شدن روی مستی سیگار
دوباره زخم شدن توی بغض دفتر من
دوباره درد شدن روی سیم های سه تار…

 

دوباره چای بریزم و منتظرباشم…
هزاردلهره ام،روی میزتقدیرم
درون دغدغه های سکوت فنجان ها
هزارآیه ی «شیرین» برای تفسیرم

 

میان رویاهایم همیشه دریا بود
همیشه پنجره ای درمقابل ساحل
هجوم عاشقی از من، هجوم درد ازتو
وبه علاوه ی دوری چه می شود حاصل؟!

 

دراین دقایق آخرنمی شود نروی…
نصیب دختر شعرت دوباره تنهایی ست
نصیب وسوسه هایم سروده ای سرد است
که توی دفتر شعرم،کشوی بالایی ست…